و برگ ریزان چشمانت
می تواند باشد
حدیث مفصلی از هر چیز
گریه بهانه ی خوبی نیست که نگویم :
"دوستت دارم "
عشق را که فتح می شود در تو... .
کجا می بری کوچه ها را..
به بن بست می کشانیم
تا یادم نماند انار دستانت
روی درخت سیب دان می شود.
چشمانت را نبند..
دستانم بوی سیب نمی دهد!!
زیبایی..
بدون بازی با واژه ها
به مسافری که دوستش دارم ..
سادگی: زیبایی دنیای پیچیده ای است
که در تو کودکانه بزرگ می شود
آنقدر بزرگ که سنگ ها خیابان را
خودکشی کنند با تو...
زیبایی: تعبیرعاشقانه ای از بودن
رفتن
زندگی را زنده ماندن
در بیراهه ی زمان ..
عشق: شوری که مسافر می کند ت تا همیشه
تا ادراک تنهایی از تو
در ازدحام فاصله هایی که هست ونیست..
تنهایی: ایمان به تو
با چشم هایی که سکوتت را حرف می زنند .