مهربانی

شبیه کودکی که زمین خردگی ام را

می بوسد و می گوید

خوب خواهی شد

و چشم هایش خیس خیس خیس

می خندد

-----------------------

اردیبهشت را به نگاهم گره زدم

خط می زنی تمام خودت را که من بدم

تاریخ انقضای من از اتفاق هاست

اما میان رفتن و ماندن مرددم

این روزها اسیر کمی درد مشترک

درگیر بی قراری یک حس ممتدم

ای کاش می شد از منِ اکنون عبور کرد

شاید دلت دوباره به دنیا بیاردم

دارم به ماه درد ، به خرداد می رسم

گم می شوم در آتش روز تولدم